ادامه ی مطلببدن شما به طور روزانه مقداری امواج الکترومغناطیسی دریافت می کند.
شما امواج الکترومغناطیس را از طریق تجهیزات الکتریکی که استفاده می کنید و نمی توانید کنار بگذاریددریافت می کنید و همچنین از طریق لامپ های روشن که حتی برای یک ساعت هم خاموش نمی شوند. شما منبعی هستید که مقدار زیادی امواج الکترومغناطیسی دریافت می کنید. به عبارت دیگر شما با امواج الکترومغناطیسی شارژ می شوید بدون این که بفهمید!
دانشمندی غیر مسلمان از اروپا تحقیقاتی را برای یافتن بهترین روش جهت خارج کردن امواج الکترومغناطیسی که به بدن آسیب می رساند را انجام داد در نهایت تعجب به نتیجه ای عجیب رسید؛ نتیجه ای که برای او به عنوان یک دانشمند غیر مسلمان باور نکردنی بود!
تحقیقات وی نشان می داد که سجده کردن به سمت کعبه مقدس بهترین راه برای کاهش یافتن شدید سطح انرژی های منفی بدن انسان است.
با گذاشتن پیشانی تان بیشتر از یک بار روی زمین، زمین امواج الکترومغناطیسی را تخلیه خواهد کرد. این شبیه اتصال زمین به ساختمان هایی است که احتمال برخورد سیگنال های الکتریکی مانند رعد و برق به آنها وجود دارد. اتصال زمین باعث می شود که امواج از طریق زمین تخلیه شده و آسیبی به مردم نرسانند.
آنچه این تحقیق را شگفت انگیزتر می کند، این است:
بهترین راه برای این که به این منظور پیشانی تان را بر خاک بگذارید، حالتی است که رو به مرکز زمین باشید چرا که در این حالت امواج الکترومغناطیسی بهتر تخلیه خواهند شد و لابد بیشتر تعجب خواهید کرد که بدانید بر اساس اصول علمی ثابت شده، مرکز زمین مکه است!
آری، کعبه درست وسط زمین است. بنابراین سجده به سمت قبله مسلمانان جهان، بهترین راه تخلیه سیگنال های مضر از بدن است. این تحقیق سند محکمی است برای اثبات علمی بودن دستورات اسلام. کسانی که در روز ۳۴ بار در رکعات ۱۷ گانه نمازشان سجده می کنند، بی شک بیش از هر کس دیگری انرژی های منفی کسب شده در طول روز را تخلیه می کنند.
چنین است که نماز را آرامش دهنده قلب ها می خوانند و بر مرتب و سر وقت خواندنش تاکید دارند. اگر انسان می توانست تمام نامکشوفه های طبیعت را کشف کند، حکمت احکام اسلامی هم برایش گشوده می شد، اما افسوس که علم آدمی ناقص است و اسرار طبیعت بسیار.
کلمه "الله" آرامش بخش است!
یک پژوهشگر هلندی غیر مسلمان چندی پیش تحقیقی در دانشگاه آمستردام انجام داده و به این نتیجه رسیده بود که ذکر کلمه جلاله «الله» و تکرار آن و نیز صدای این لفظ، موجب آرامش روحی شده و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور می کند.
این پژوهشگر غیر مسلمان هلند طی گفتگویی در این باره گفت: « پس از انجام تحقیقاتی سه ساله که روی تعداد زیادی مسلمان که قرآن می خوانند یا کلمه «الله» را می شنوند، به این نتیجه رسیدم که ذکر کلمه «الله» و تکرار آن و حتی شنیدن آن،موجب آرامش روحی شده و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور می کند و نیز به تنفس انسان نظم و ترتیب می دهد.
وی در ادامه افزود:« بسیاری از این مسلمانان که روی آنان تحقیق می کردم، از بیماری های مختلف روحی و روانی رنج می بردند. من حتی در تحقیقاتم از افراد غیر مسلمان نیز استفاده کرده و آنان را مجبور به خواندن قرآن و گفتن ذکر الله کردم و نتیجه باز هم همان بود. خودم نیز از این نتیجه به شدت غافلگیر شدم، زیرا تاثیر آن بر روی افراد افسرده، ناامید و نگران، تاثیری چشمگیر و عجیب بود.»
این پژوهشگر هلندی همچنین گفت:« از نظر پزشکی برایم ثابت شد حرف الف که کلمه الله با آن شروع می شود، از بخش بالایی سینه انسان خارج شده و باعث تنظیم تنفس می شود، به ویژه اگر تکرار شود این تنظیم تنفس به انسان آرامش روحی می دهد. حرف لام که حرف دوم الله است نیز باعث برخورد سطح زبان با سطح فوقانی دهان می شود. تکرار شدن این حرکت که در کلمه الله تشدید دارد، در تنظیم و ترتیب تنفس تاثیرگذار است. اما حرف «ها» حرکتی به ریه می دهد و بر دستگاه تنفسی و در نتیجه قلب تاثیر بسیار خوبی دارد و موجب تنظیم ضربان قلب می شود.
به راستی که قرآن کریم در آیه ای کریمه می فرماید:
« الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم بذکر الله ألا بذکر الله تطمئن القلوب»
برگرفته از : سه ریاضیدان
حضرت امام عسكرى عليه السلام مىفرمايد: آگاهترين مردم به حقوق برادران دينى و سختكوشترينشان در برآوردن حاجات آنان، برترينشان از نظر شأن و مقام نزد خدا هستند و هركس در دنيا به برادران دينىاش تواضع و فروتنى كند نزد خدا از صديقين به شمار مىآيد و شيعهى به حق على بن ابى طالب عليه السلام است.
انگليس مدعي بود كه براي جلوگيري از مشكلات ناشي از افزايش سكنه يهودي در فلسطين، مهاجرت يهوديان به اين سرزمين را محدود ميسازد، اما امريكا از سال 1945ميلادي دولت انگليس را براي حل مشكلات يهوديان تحت فشار قرار داد و در پايان اين سال، كميسيوني مشترك از سوي امريكا و انگليس براي مشروعيتبخشي به حضور يهوديان در فلسطين اشغالي تشكيل شد.
اين كميسيون يك سال بعد توصيه كرد كه تنها صدهزار مهاجر يهودي ديگر به سرزمين هاي اشغالي بروند تا اين سرزمين به قيموميت سازمان ملل درآيد اما اکنون شاهد هستيم که اين روند تا كنون صورت نگرفته است.
در فوريه 1947ميلادي انگليس براي زمينه سازي تشكيل دولت غاصب صهيونيستي، اعلام كرد ديگر قادر به ادامه قيموميت فلسطين نيست و حل اين مسئله را به سازمان ملل ميسپارد.
اين سازمان نيز پس از تشكيل يك كميته ويژه و اعزام هيئتهايي به سرزمين هاي اشغالي به تقسيم سرزمين فلسطينيان راي داد.
در 29 نوامبر 1947ميلادي مجمع عمومي سازمان ملل متحد اين امر را تصويب كرد و در واقع تقسيم فلسطين بين اعراب و مهاجران يهود و سپردن بخشي از خاك يك ملت مظلوم به گروهي مهاجر و مهاجم را رسميت بخشيد.
در اين سالها نيز صهيونيستها با تاسيس گروه هاي زيرزميني، ترور، ايجاد رعب و وحشت، اقدامات تروريستي و... فلسطيني ها را وادار به ترك سرزمين خود مي كردند تا زمينه اعلام موجوديت رژيم نامشروع خويش را فراهم كنند.
در اين شرايط، انگليس نيز اعلام كرد كه نيروهايش را تا 13 مي 1948 از سرزمين هاي اشغالي خارج خواهد كرد.
فرداي روزي كه آخرين سرباز انگليسي از سرزمين هاي اشغالي خارج شد، در 14 مي 1948ميلادي، "ديويد بن گوريون" از سركردگان اصلي صهيونيست ها ، تأسيس رژيم غاصب صهيونيستي را اعلام و اين غده سرطاني را به منطقه تحميل کرد.
صهيونيستها در ابتداي امر علاوه بر حدود تعيين شده در طرح پيشنهادي سازمان ملل براي تقسيم فلسطين به دو كشور عربي و اسرائيلي، بيش از 6 هزار كيلومتر مربع از سرزمينهاي معين شده براي دولت عربي فلسطين را هم اشغال كردند به طوري كه هنگام پذيرفته شدن رژيم صهيونيستي به عضويت سازمان ملل، اين رژيم به جاي 57 درصد پيشبيني شده در طرح، بيش از 77 درصد اراضي فلسطين را در تصرف خود داشت ، لذا ذات اصلي رژيم غاصب صهيونيستي چيزي جز تجاوز، زور گويي، قتل و آدم کشي نيست.
...اما اكنون هم ، رژيم منحوس صهيونيستي همچنان ادعای مالکيت تمامی بيت المقدس را دارد و می خواهد بسياری از شهرک های يهودی نشين در ساحل غربی را حفظ کند.
***مسئولیت جهان اسلام در قبال اشغال فلسطین
از منظر اسلام دفاع از مسلمانان تحت ستم از جمله مردم مظلوم فلسطین وظیفه آحاد امت اسلامی بوده لذاهمه دولت ها و ملت های اسلامی باید در مبارزه با رژیم غاصب صهیونیستی مشارکت فعال داشته باشند.
واقعیت این است که اسلام از مردم می خواهد که در برابر دشمنان و ستمکاران در صفوفی مستحکم بایستد. چنان چه در آیه4 سوره صف می خوانیم: خداوند کسانی را که در راه او متحد و در یک صف همچون بنیانی محکم و آهنین پیکار می کنند دوست دارد.
اتحاد کشورهای اسلامی با یک و نیم میلیارد جمعیت و منابع و امکانات فراوان پشتوانه نیرومند در برای فلسطینیان مظلوم خواهد بود.
این کشورها برای مقابله با رژیم صهیونیستی ابزارها و فرصت های بسیاری در اختیار دارند.
امام خمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران نیز بارها مسئله فلسطین را مربوط به همه جهان اسلام معرفی کردند و خواستار مقابله جدی با تل آویو شدند.
البته بسیار روشن است که آمریکا به عنوان بزرگترین حامی رژیم جعلي صهیونیستی در پی آن است که پشتیبانی کشورهای اسلامی را از مردم فلسطین قطع کند.
به همین علت مشاهده می شود که حکومت هایی که وابستگی هاي بیشتری به غرب به ویژه آمریکا دارند تلاش و جدیت کمتری در مقابله با رژیم صهیونیستی نشان می دهند.
در واقع ممانعت های آمریکا و دولت های غربی به عنوان مانع اصلي در راه مبارزه جهان اسلام با این رژیم ستمگر و متجاوز خودنمایی می کند.
امام خمینی(ره) تأکید مي کردند من همواره مصرانه خواسته ام که مسلمانان سراسر جهان متحد شوند و بر ضد دشمنان خود از جمله رژیم غاصب صهیونیستی مبارزه کنند و در صورت حمایت یکپارچه جهان اسلام از ملت فلسطین آن ها به طور قطع بسیاری از حقوق خود را به دست خواهند آورد.
به عنوان مثال قطع رابطه اقتصادی با رژیم صهیونیستی و شرکت هایی که با تل آویو رابطه گسترده تجاری دارند ضربه سنگین بر اقتصاد صهیونیست ها وارد خواهد ساخت.
در این میان نفت به عنوان کالایی استراتژیک می تواند نقشی موثر داشته باشد. تحریم نفتی دولت های حامی رژیم صهیونیستی می تواند آن ها را به تغییر سیاست خود در برابر این رژیم وادار کند.
البته ملت های مسلمان که همواره در حمایت از فلسطینی ها پشتیبان بوده اند می توانند با تحریم مصرف کالاهای کشورها و شرکت های حامی رژیم صهیونیستی گام های مؤثری در مبارزه با این رژیم بردارند.
در این میان همفکری دولت های اسلامی در مجامع بین المللی در حمایت از حقوق مردم فلسطین نیز کارساز خواهد بود.
بعد دیگر مبارزه با رژیم صهیونیستی حمایت یکپارچه تبلیغاتی و رسانه ای جهان اسلام از ملت فلسطین است.
هم اکنون رسانه های تحت نفوذ صهیونیست ها در غرب به صورت کاملاً هدفمند بر جنایات نظامیان صهیونیست سرپوش می گذارند و با استفاده از شیوه های خاص تبلیغاتی فلسطیني ها را مقصر جلوه می دهند.
به اميد پيروزي جهان اسلام و ريشه کن شدن غده سرطاني منطقه ...

منبع: باشگاه افسران جنگ نرم
![[تصویر: 32_900123_L600.jpg]](http://tanha-mro.persiangig.com/new_folder/32_900123_L600.jpg)
![[تصویر: 13900804175107_PhotoL.jpg]](http://tanha-mro.persiangig.com/new_folder/13900804175107_PhotoL.jpg)
![[تصویر: 42_900127_L600.jpg]](http://tanha-mro.persiangig.com/new_folder/42_900127_L600.jpg)
![[تصویر: malek-abdollah-5.jpg]](http://tanha-mro.persiangig.com/new_folder/malek-abdollah-5.jpg)
![[تصویر: 12940_720.jpg]](http://tanha-mro.persiangig.com/new_folder/12940_720.jpg)
نقش و همکاری اسراییل و آمریکا در جنایات آل سعود در کشور بحرین![[تصویر: nf00047338-1.jpg]](http://tanha-mro.persiangig.com/new_folder/nf00047338-1.jpg)
گاوبازی آمریکا در زمین بحرین!!!![[تصویر: bullsaudi.jpg]](http://tanha-mro.persiangig.com/new_folder/bullsaudi.jpg)
آل سعود، ابزار تاخت و تاز قوم یهود![[تصویر: 58_900219_L600.jpg]](http://tanha-mro.persiangig.com/new_folder/58_900219_L600.jpg)
جنایت آل سعود و آل خلیفه در بحرین![[تصویر: 57_900219_L600.jpg]](http://tanha-mro.persiangig.com/new_folder/57_900219_L600.jpg)
آل سعود در خدمت استکبار![[تصویر: 1339519726.jpg]](http://tanha-mro.persiangig.com/new_folder/1339519726.jpg)
آمریکا عامل خودزنی آل سعود![[تصویر: 58_900127_L600.jpg]](http://tanha-mro.persiangig.com/new_folder/58_900127_L600.jpg)
![[تصویر: bahrain4.jpg]](http://tanha-mro.persiangig.com/new_folder/bahrain4.jpg)
![[تصویر: 95_900226_L600.jpg]](http://tanha-mro.persiangig.com/new_folder/95_900226_L600.jpg)
![[تصویر: atash-be-arabestan-f.jpg]](http://tanha-mro.persiangig.com/new_folder/atash-be-arabestan-f.jpg)
![[تصویر: 25_900221_L600.jpg]](http://tanha-mro.persiangig.com/new_folder/25_900221_L600.jpg)
![[تصویر: 37_900211_L600.jpg]](http://tanha-mro.persiangig.com/new_folder/37_900211_L600.jpg)
![[تصویر: 99_900226_L600.jpg]](http://tanha-mro.persiangig.com/new_folder/99_900226_L600.jpg)
![[تصویر: 1234.jpg]](http://tanha-mro.persiangig.com/new_folder/1234.jpg)
![[تصویر: 202962_0EJzCPeB.jpg]](http://tanha-mro.persiangig.com/new_folder/202962_0EJzCPeB.jpg)
دموکراسی سعودی ... !![[تصویر: 13901126194556443_PhotoL.jpg]](http://tanha-mro.persiangig.com/new_folder/2/13901126194556443_PhotoL.jpg)
جنایات آل سعود![[تصویر: dush-malek-abdolla.jpg]](http://tanha-mro.persiangig.com/new_folder/2/dush-malek-abdolla.jpg)
فرار عبدالله صالح![[تصویر: farar%20abdollahsaleh%20be%20arabestan1.jpg]](http://tanha-mro.persiangig.com/new_folder/2/farar%20abdollahsaleh%20be%20arabestan1.jpg)
![[تصویر: IMAGE634609208580895000.jpg]](http://tanha-mro.persiangig.com/new_folder/2/IMAGE634609208580895000.jpg)
![[تصویر: 183-14.jpg]](http://tanha-mro.persiangig.com/new_folder/2/183-14.jpg)
![[تصویر: bahrein-arabestan.jpg]](http://tanha-mro.persiangig.com/new_folder/2/bahrein-arabestan.jpg)
![[تصویر: ca5i1aqtrvqad7961ax.jpg]](http://tanha-mro.persiangig.com/new_folder/2/ca5i1aqtrvqad7961ax.jpg)
![[تصویر: koshtar%20mardome%20bahrain.jpg]](http://tanha-mro.persiangig.com/new_folder/2/koshtar%20mardome%20bahrain.jpg)
کمک آل سعود به فتنه گران![[تصویر: 20083_451.jpg]](http://tanha-mro.persiangig.com/new_folder/2/20083_451.jpg)
![[تصویر: IMAGE634437376067479346.jpg]](http://tanha-mro.persiangig.com/new_folder/2/IMAGE634437376067479346.jpg)
به گزارش رجانیوز، در آستانه برگزاری نشست اعضای شورای همکاری در ریاض، وزیر اطلاع رسانی رژیم آل خلیفه اعلام کرد که اتحاد دوجانبه مورد توافق این کشور با عربستان سعودی، در ۴ محور خواهد بود و بحرین موافقت کرده است که با عربستان سعودی در چهار محور «امنیت»، «دفاع»، «اقتصاد»، و «امور خارجی» همسویی داشته باشد.
سمیره رجب همچنین اذعان کرد: کشورهای کوچک امروزه نمیتوانند به بقا ادامه دهند و امیدواریم بقیه کشورهای عربی منطقه به این اتحادیه بپیوندند.
خبرگزاری رویترز هم در این زمینه گزارش داده است که این تصمیم در راستای نزدیکتر کردن شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس به یکدیگر است تا بتوانند با نفوذ ایران در منطقه مقابله کنند. روزنامههای محلی بحرین و عربستان سعودی هم یکشنبه نوشته بودند که این دو کشور در سایه نگرانی از خشم شهروندان شیعه از دو خاندان حاکم در دو کشور و متهم کردن ایران به تحریک معترضان، احتمال دارد یک اتحاد اولیه تشکیل دهند.
علاوه بر آل خلیفه که این مساله را آخرین امید خود برای نجات از سقوط در برابر انقلاب اسلامی مردم این کشور میداند، حکومت ریاض هم بیم آن دارد که اعتراضهای بحرین به مناطق شرقی عربستان سعودی که شیعیان ساکن آن هستند و چاههای اصلی نفت آنجا است، سرایت کند.
اما این ماجرا به همین سادگی قابل دسترس نخواهد بود؛ چرا که اعلام این مساله به شدت خشم گروههای انقلابی بحرین را برانگیخته است. در همین زمینه، شیخ سلمان علی دبیر کل جمعیت «وفاق ملی» ضمن مخالفت با ادغام بحرین با عربستان بر ضرورت توجه به خواست ملت بحرین تاکید کرد.
وی تاکید کرده که نه پارلمان و رژیم حاکم نماینده ملت و خواست آن نیستند و هر تصمیمی که در راستای اجرای این طرح گرفته شود، باطل و غیرقانونی است.
جمعیت وفاق اسلامی، بزرگترین گروه معترض بحرینی هم میگوید که دخالت عربستان سعودی در بحرین، با هدف جلوگیری از شکل گیری دموکراسی در این کشور صورت میگیرد. جاسم حسین یکی از مسئولان بلند پایه الوفاق گفته است: «مشکلات بحرین محلی است نه منطقهای. عربستان سعودی توان انجام کار زیادی ندارد. نیروهای خود را به بحرین فرستاد اما در خاموش کردن اعتراضها شکست خورد.»
نیروهای نظامی عربستان سعودی ماه مارس ۲۰۱۱ به منظور کمک به دولت بحرین و جلوگیری از انقلاب در این کشور که منجر به سقوط رژیم آل خلیفه میشود، در مقابله با اعتراضهای شیعیان وارد این کشور شدند که این مساله، با اعتراضات گسترده محافل حقوق بشری بینالمللی روبرو شد.
روز شنبه هم معترضان بحرینی پس از تظاهرات در چند خیابان در اعتراض به این مساله، با نیروهای پلیس ضد شورش درگیر شدند. آنها خواستار آزادی شماری از رهبران اعتراضها و فعالان حقوقی از زندان هستند. عبدالهادی الخواجه، یکی از این فعالان است که از سه ماه پیش در اعتصاب غذا به سر میبرد اما تاکنون هیچ اقدامی برای آزادی او صورت نگرفته است.
از سوی دیگر، گروهها و جناحهای انقلابی در بحرین به رژیم آل خلیفه درباره هرگونه تشدید اقداماتش علیه جنبش مردمی مسالمت آمیز این کشور هشدار دادند. با این حال، سمیره رجب گفته که انتظار میرود عربستان سعودی و بحرین برپایی اتحاد سیاسی را در جلسه سران شورای همکاری خلیج فارس، دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ماه اعلام کنند.
گروهها و جناحهای مخالف در بحرین در راستای خنثی سازی توطئه جدید رژیمهای آل خلیفه و آل سعود، در بیانیهای که شب گذشته منتشر شد تاکید کردند که هرگونه اتحاد بین بحرین و عربستان را نمیپذیرند و به رژیم آل خلیفه درباره هرگونه تشدید اقداماتش علیه جنبش مردمی مسالمت آمیز این کشور هشدار دادند.
آنها همچنین بر خطرناک بودن هرگونه ادغام بحرین با عربستان تحت هر عنوانی تاکید کردند و ضرورت برآورده شدن خواستههای مردم و اهداف انقلاب را خواستار شدند.
بحرین از بیش از یکسال پیش شاهد تظاهرات مردمی و انقلاب علیه رژیم آل خلیفه است و نیروهای امنیتی بحرین با همدستی نیروهای اشغالگر سعودی به سرکوب مردم پرداختهاند که تاکنون در جریان این سرکوبگری صدها نفر شهید یا زخمی شدهاند. رژیمهای آل سعود و آل خلیفه در توطئه جدیدی از اتحاد بین بحرین و عربستان سخن گفتهاند که اقدامی برای بردن بحرین زیر قیمومیت کامل سعودیها به منظور مقابله با انقلاب مردم این کشور است.
منبع: رجا نیوز
مقایسه ضریب جینی ایران با کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه
تعریف ضریب جینی
ضریب جینی معمولآ اساس تعریف ریاضی منحنی لورنز است که محور y نسبت درآمد کل جمعیت است و محور x درآمد تجمعی جمعیت است.(نگاه کنید به نمودار) بنابراین خط ۴۵درجه توزیع برابری کامل درآمدها را نشان می دهد. میتوان در نظر گرفت که ضریب جینی نسبت مساحت بین خط برابری و منحنی لورنز (منطقه A در شکل) و مساحت کل زیر خط برابری(منطقه A،B در شکل)باشد.
به عنوان مثال: ((G=A)/(A+B)) ضریب جینی می تواند بین ۰ تا ۱ باشد، گاهی ضربدر ۱۰۰ می شود و بین ۰ تا ۱۰۰ متغیر است. یک ضریب جینی پایین نشان دهنده توزیع برابری بیشتر است و ۰ توزیع برابری کامل است، در حالی که ضریب جینی بالاتر نشان دهنده توزیع نابرابری بیشتر است و ۱ توزیع نابرابری کامل است. برای محاسبه درست، کالاها می تواند به صورت نادرست توزیع شده باشد، بنابراین اگر ضریب جینی برای توصیف نابرابری درآمد خانوارها مورد استفاده قرار گیرد، در نتیجه خانوارها نمی توانند درآمد منفی داشته باشند. هنگامی که یک اندازه گیری درآمد نابرابر وجود داشته باشد، یک جامعه در جایی که یک شخص به تنهایی ۱۰۰ درصد از درآمد کل را دریافت میکند و مابقی مردم هیچ چیز دریافت نمیکنند بیشتر نابرابر خواهد بود(G=۱) و جامعه ای در جایی که همه افراد مقداری از درآمد را دریافت می کنند بیشتر برابر خواهد بود(G=۰).
مقدمه
ضريب جيني همراه منحني لورنز مقوله اي است كه در چارچوب اقتصاد رفاه براي محاسبه ميزان برابري و عدالت در توزيع درآمد به كار مي رود. اين شاخص عددي بين صفر تا يك است كه صفر نماد برابري و عدالت مطلق در توزيع درآمد و يك، علامت نابرابري و بي عدالتي كامل در اين باره است. البته معمولااين دو عدد مطلق در هيچ كشوري تحقق نمي يابد، بلكه شاخص در برخي كشورها نزديك به صفر و در بعضي ديگر نزديك به يك و در پاره اي نمونه ها ميان اين دو عدد است.
ضریب جینی را به راحتی می توان با سراسر کشور مقایسه کرد و تفسیر آن نیز آسان است. آمار تولید ناخالص داخلی اغلب انتقاد شده هستند، آنها تغییرات نمایندگی برای کل جمعییت انجام نمی دهند. ضریب جینی چگونگی تغییرات درآمدی بین فقیر و ثروتمند رانشان می دهد. اگر ضریب جینی به خوبی تولید ناخالص داخلی درحال افزایش باشد، نمی توان فقر را برای اکثریت مردم بهبود بخشید.
از ضریب جینی می توان برای نشان دادن چگونگی توزیع درآمد در داخل کشور در طی یک دوره از زمان استفاده کرد. در نتیجه این امکان وجود دارد تا ببینید که آیا نابرابری در حال افزایش است یا کاهش.
تجربه نشان می دهد که رشد اقتصادی لازمه امحای فقر است اما ارتباط میان این دو به طور خودکار برقرار نخواهد شد. بلکه از استراتژی خاص هر کشور و شرایط اجتماعی، اقتصادی مشخص آن تأثیر می پذیرد.(۱)
طی دهه گذشته به موازات تسریع فرآیند «جهانی شدن»، بسیاری از کشورها به منظور ارتقا بخشیدن به توان رقابتی خود در بازارهای جهانی، سیاست تجارت آزاد و تجدید ساختار اقتصادی را در پیش گرفتند. اما طی این دوره، شکافی عمیق از نظر آهنگ رشد اقتصادی و توزیع درآمد، میان کشورهای جهان ایجاد شد. همان طور که از آمار و ارقام منتشره هویداست، عملکرد شرق آسیا، بسیار خوب بوده است، ضمن این که از آهنگ رشد بسیاری از کشورهای صنعتی و درحال توسعه جهان طی دوره مزبور کاسته شده و حتی در برخی موارد این کشورها دچار رکود شده اند. جالب توجه این که، رشد بطئی اقتصاد، با سقوط سطح زندگی محرومین همراه بوده است. حتی در کشورهایی که رشد سریع اقتصادی را تجربه کردند، نابرابری اجتماعی، اقتصادی تعمیق شده است. پروفسور «هانس سینگر» از نخستین کسانی بود که اعلام کرد رشد سریع اقتصادی به تنهایی موجب کاهش نابرابری درآمدها و تعدیل فقر نمی شود.
در این مقاله، سعی نگارنده بر آن است که تجربیات مختلف کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه را در زمینه رشد اقتصادی و توزیع درآمد مورد جمع بندی قرار دهد. کشورهایی که در این نوشتار مورد بحث قرار می گیرند، برحسب موقعیت جغرافیایی خود به اروپای غربی، آمریکای شمالی، اروپای مرکزی و شرقی، شرق آسیا، حاشیه صحرای آفریقا و آمریکای لاتین دسته بندی شده اند، سپس علت اختلاف درآمد میان این کشورها در چارچوب ویژگی های منطقه ای آنها تعریف و تبیین شده است. در بخش انتهایی نوشتار نیز رابطه میان رشد اقتصادی و توزیع درآمد براساس یافته های نگارنده مورد ارزیابی مجدد قرار می گیرد.(2)
برای بسیاری از کشورهای در حال توسعه، فقر گسترده و پایین بودن سهم درآمد فقرا مورد توجه خاصی قرار گرفته است. با افزایش بین المللی مناسبات اقتصادی، نا اطمینانی های ناشی از این مناسبات نیز افزایش یافته است و برخی شواهد نشان دهندة اختلافات درآمدی در دهه های اخیر، علاقة اقتصاد دانان را به موضوع توزیع درآمد، تغییرات آن و عوامل مؤثر بر آن، تشدید کرده است.
برابری عمدتاً در دو دیدگاه برابری فرصت ها و برابری دستیابی مطرح می شود. از دیدگاه برابری فرصت ها، هیچ مانع خود ساخته ای نباید انسان ها را از دست یافتن به موقعیت هایی باز دارد که لیاقت آن را دارند و انسان ها باید از فرصت ها و موقعیت های یکسان در زندگی بهره مند باشند. برابری دستیابی نیز به رعایت انصاف تکیه دارد و از سهم منصفانه برای همه سخن می راند. آن چه در برابری دستیابی مورد نظر است این است که هر کس به اندازه نیازش (البته تا یک سطحی از نیارهای وی) بهره مندی داشته باشد.
برابری به هر شکل که مطرح باشد، امروزه توجهات فراوانی را به خود جلب کرده و اقدامات فراوانی در جهت دستیابی به آن صورت گرفته است. با وجود این هنگامی که به بررسی شواهد می پردازیم، به صورت مناسب در می یابیم که ثروت ها، درآمدها و امکانات به درستی میان جوامع توزیع نشده است. البته این تفاوت ها در گذشته های دور هم به نوعی وجود داشته اما با بروز پدیده هایی در دهه های اخیر هم چون رشد جمعیت، افت قیمت کالاهای اساسی، بحران بدهی ها، تغییرات تکنولوژیکی، مهاجرت های گسترده از روستا به شهر و موارد دیگر، این تفاوت ها و نابرابری ها به شدت افزایش یافته اند.
یکی از نابرابری های فاحش، در توزیع درآمد دیده می شود و این اهمیت آن را افزایش داده است. اساساً توزیع درآمد بر دو دیدگاه مبتنی است: توزیع درآمد مبتنی بر عوامل تولید و توزیع مقداری درآمد که بیشتر بر میزان درآمد افراد تأکید دارد و به نحوه به دست آوردن این درآمد اشاره نمی کند.
آن چه امروزه به عنوان دیدگاه حاکم در مورد توزیع درآمد مطرح است؛ دیدگاه توسعه ای به توزیع درآمد می باشد که مبتنی بر توزیع مقداری درآمد است و صاحب نظران مسائل اقتصادی، مسائل مربوط به توزیع درآمد را بیشتر از این زاویه بررسی می کنند. این امر باعث افزایش علاقه اقتصاددانان به بررسی سیاست های مالی (همچون افزای مخارج دولتی)، سیاست های مالیاتی تصاعدی و سیاست های انتقالی به عنوان ابزار توزیع مجدد درآمد در کوتاه مدت و بلند مدت شده است. در عین حال باز هم این سؤال مطرح است که ایا سیاست های ذکر شده به عنوان ابزار توزیع مؤثرند یا خیر.(۳)
امروزه نابرابری در سطح وسیعی از جهان به وضوح قابل رؤیت است که بیشتر در کشورهای جهان سوم و به خصوص منطقه آسیای جنوبی دیده می شود. این نابرابری ها، عمدتاً معلول پدیده هایی هستند که طی دوره های اخیر شاهد آن بوده ایم. مانند: رشد جمعیت، تغییرات تکنولوژیکی، مهاجرت، و پدیده هایی از این دست که هر یک در ایجاد نابرابری به نوعی مؤثر بوده و به آن دامن زده اند.
شواهد آماری در باب نابرابری اقتصادی: قبل از توضیح عوامل بروز نابرابری، بهتر است به بررسی آمارهایی در باب نابرابری، اقتصادی بپردازیم تا به اهمیت موضوع پی ببریم. بررسی آمارها حاکی از آن است که درآمدها در جهان به درستی تقسیم نشده اند و زندگی مردم در همه کشورها به یک شکل نیست و نه تنها درآمدها برابر نیست بلکه این درآمدها به گونه ای بسیار نابرابر توزیع شده است و در حالی که درآمد سرانه در بعضی کشورها بین سی تا چهل هزار دلار درسال است در بسیاری از کشورها مردم با حدود یک دلار در روز زندگی می کنند.
درآمد سرانة برخی از کشورهای توسعه نیافته بدین شرح است: در گامبیا، درآمد سرانه حدود 340 دلار، ویتنام حدود 310 دلار، نپال 210 دلار، نیجر 200 دلار، سیرالئون 160 دلار، بروندی و موزامییک هر یک 120 دلار، زئیر 110 دلار و اتیوپی هم 110 دلار، در سال است.
درآمد سرانة بعضی کشورهای پیشرفته نیز به صورت زیر است:
متوسط درآمد سرانه در انگلستان 000/20 دلار، در فرانسه 300/26 دلار، در آلمان 280/28 دلار، درایالات متحده. 080/28 دلار، در دانمارک 840/34 دلار، در نروژ 100/36 دلار و در ژاپن 160/38 دلار است اما سوئیس که رکورد جهان را داراست با درآمد سرانه 060/43 دلار در سال، مردم به زندگی خود ادامه می دهند.
امید به زندگی برای یک مرد گامبیایی 43 سال و برای یک زن گامبیایی 47 سال است. در گینه متوسط عمر مردان 43 سال و زن ها 48 سال است. در نامیبیا متوسط عمر زن و مرد مساوی و هر دو 42 سال است. اما رکورد عمر را مردم مالاوی شکسته اند و متوسط عمر برای مردها و زن ها فقط 36 سال است.(۴)
در گامبیا میزان مرگ و میر نوزادان در مقابل هر 1000 تولد، 130 مرگ، در موزامبیک 134، در گینه 136، در مالاوی137 و در آفریقای مرکزی و افغانستان 150 مرگ است.
اما طبق آخرین آمارها، متوسط عمر در کشورهای پیشرفته برای مردان 74 سال و برای زنان 84 سال است که هر روز در حال افزایش است. میزان مرگ و میر نوزادان در سنگاپور در برابر هر 1000 تولد 3 مرگ، در ژاپن و نروژ 4 مرگ، در آلمان و فرانسه و سوئیس 5 مرگ و در آمریکا 7 مرگ است که بیشتر از سایر کشورهای صنعتی می باشد. (۵)
یکی دیگر از شاخص هایی که می تواند ما را در شناخت نابرابری اقتصادی یاری دهد، شاخص ضریب جینی است. ضریب جینی از منحنی لورنز استخراج می گردد و هر چه این ضریب کوچکتر باشد، نشان دهندة توزیع درآمد بهتر و عادلانه تر، میان افراد جامعه است. جدول 1 به ارائه ضرایب جینی در کشورهای مختلف آفریقایی، آسیایی و آمریکای لاتین می پردازد.
جدول 1. توزیع درآمد بین خانواده ها(۶)در آفریقا، امریکای لاتین و آسیا (ضرایب جینی)
3. روند توزیع درآمد در ایران (آمارهای موجود): به طور کلی فقر، هنگامی در یک جامعه بروز می کند که افراد از سطح رفاه معینی که طبق معیارهای آن جامعه، معقول تلقی می شود، برخوردار نباشند. بدین ترتیب ممکن است در یک کشور در حال توسعه، فقر به معنی محرومیت از امکاناتی تلقی شود که صرفاً برای حیات ضروری است در حالی که این پدیده برای یک کشور پیشرفته، به معنای محرومیت نسبی از شرایط و امکانات یک زندگی معمول خاص آن کشور باشد. کشور ما ایران نیز از گزند فقر در امان نمانده و بر اساس آمار و اطلاعات موجود، بخش وسیعی از افراد جامعه، در فقر به سر می برند. حال با استفاده از برخی شاخص ها مانند ضریب جینی و سهم ده درصد بالا درآمدی به ده درصد پایین درآمدی به بررسی وضعیت فقر و نابرابری در ایران می پردازیم.
جدول شماره 2، روند چند شاخص نابرابری را طی دو دهة گذشته در کشور، نشان می دهد. بر اساس آمار مندرج در جدول شماره 2، شاخص جینی کل کشور و نسبت ده درصد مرفه ترین دهک به ده درصد فقیرترین دهک در مناطق شهری و روستایی طی دورة 67 ـ 1363 با یک حرکت نوسانی، در حال کاهش بوده است. تأکید بر ایجاد عدالت اجتماعی به عنوان یک سیاست محوری برنامه های اقتصادی در دورة مذکور به همراه توزیع یارانة کالاهای اساسی از جملة برخی عوامل مؤثر بر این کاهش بوده است.
جدول شماره 2. روند چند شاخص نابرابری طی دو دهة گذشته در کشور(۷)
سال
ضریب جینی
نسبت ده درصد بالای درآمدی به ده درصد پایین درآمدی (شهری)
نسبت ده درصد بالای درآمدی به ده درصد پایین درآمدی (روستایی)
طی دورة برنامه اول توسعه (72 – 68)، شاخص ضریب جینی کل کشور و نسبت درصد مرفه ترین دهک به فقیرترین دهک، در مناطق شهری کشور، باافزایش استفاده از ظرفیت های خالی اقتصاد، کاهش یافته است که نشان از بهره مندی کل گروه های جامعه مناطق شهری در رشد اقتصادی است. با وجود این برای مناطق روستایی این مسئله تحقق نیافته است. به هر حال گروه های ضعیف جامعه روستایی بر اساس آمار و اطلاعات مذکور، از مزایای رشد، کمتر از مناطق شهری برخوردار شده اند. به گونه ای که شکاف نابرابری در این مناطق از 1/22 به 9/25 افزایش یافته است.
طی دورة 78 ـ 1373، ضریب جینی کل کشور، تغییرات ناچیزی داشته است، با وجود این، شاخص نابرابری برای مناطق شهری و روستایی، یک روند کاهشی بوده و نشان می دهد که سیاست های اجرا شده در این دوره، در کاهش نابرابری بین مرفه ترین و فقیرترین طبقات در مناطق شهری و روستایی موفق بوده، به طوری که نابرابری در دورة مذکور، به ترتیب از 5/14 و 8/22 به 14 و 1/20 کاهش یافته است.
طی دورة 81 ـ 1379، اجرای سیاست هایی نظیر اختصاص کالابرگ های اضافی به اقشار ضعیف جامعه، ایجاد اشتغال و افزایش مناسب نرخ خرید تضمینی محصولات کشاورزی، موجبات کاهش نابرابری در مناطق شهری و روستایی گردیده، به طوری که نابرابری در مناطق مذکور به ترتیب از 1/15 و 6/20 به 2/14 و 7/18 کاهش یافته است.
در مجموع با توجه به روند شاخص های مذکور طی دورة مورد بررسی، می توان به این جمع بندی رسید که توزیع درآمد پس از طی یک روند نوسانی درسال های قبل از 1368، با روند باثبات در حال بهبود است.
4. ابزارهای مختلف توزیع مجدد درآمد و ثروت: تغییر در توزیع درآمد خانوارها، ممکن است توسط دولت به طور غیر مستقیم و در بلند مدت از طریق اقداماتی صورت گیرد. هم چنین تغییر در توزیع درآمد خانوارها، ممکن است به صورت مستقیم و فوری از طریق ابزارهایی هم چون مالیات بندی و هزینه های دولتی صورت گیرد. اهم سیاست ها و ابزارهای توزیعی بدین شرح است:
1. سیاست اشتغال 2. پرداخت یارانه (سوبسید) 3. هزینه دولتی و مالیات 4. سیاست قیمتی و درآمد 5. ارائه خدمات عمومی(آموزش، بهداشت، مسکن، تأمین اجتماعی و غیره) 6. افزایش قدرت خرید کرده های کم درآمد 7. اصلاحات ارضی 8. توزیع دارایی 9. مبارزه با انحصار 10. مبارزه با رشد جمعیت 11. افزایش حداقل دستمزد و 12. ابعاد غیر اقتصادی نظیر مبارزه با تبعیض ها.
در این جا سعی می نمائیم به طور مختصر به بررسی تأثیرات ابزارهایی همچون مالیات بندی و هزینه دولتی بر توزیع درآمد بپردازیم.
5. تأثیر مالیات مستقیم تصاعدی بر توزیع درآمد: یکی از منابع تأمین مالی توسعه اقتصادی و کاهش نابرابری درآمد، مالیات بندی مستقیم بر درآمد و ثروت است. مالیات ها دارای اثر درآمدی هستند و به نحوی بر توزیع درآمد فرد تأثیر دارند. در دنیای کنونی به علت مشکلات مختلف انتقال مالیات، فرار مالیاتی و غیره، نتایج عملی مشاهده شده اغلب با نتایج نظری و تئوری تأثیر بر توزیع درآمد متفاوت است. اگر چه بیشتر مالیات مستقیم بر درآمد تصاعدی، بر دوش افراد پر درآمد سنگینی می کند، اما در کاهش نابرابری توزیع درآمد مؤثر است. اگر نرخ نهایی مالیات بسیار بالا باشد، به دلیل تأثیر مالیات بر تولید، عرضه کالا، عرضه کار، پس انداز و غیره ممکن است نه تنها توزیع درآمد بهبود نیابد بلکه نابرابری را نیز افزایش دهد.
سایر مالیات های غیر مستقیم مانند مالیات بر دارایی و مستغلات، مالیات بر ارث، مالیات بر هدایا و مالیات بر درآمدهای باد آورده و منافع سرمایه ای، نیز می توانند در کاهش نابرابری توزیع درآمد، نقش مهمی ایفا نمایند. مالیات های غیر مستقیم، نقش کمتری در توزیع درآمد دارند، زیرا این نوع مالیات ها اغلب طبیعت تنازلی دارند، در نتیجه، بار بیشتر این مالیات ها، بر دوش افراد کم درآمد سنگینی می کند، بنابراین چنین مالیات هایی ممکن است، تأثیر نامطلوبی بر توزیع درآمد داشته باشند.
6. تأثیر مخارج دولتی (مخارج اجتماعی دولت) بر توزیع درآمد: در اقتصاد بخش عمومی، مخارج دولتی معمولاً به سه دسته تقسیم می شوند: مخارج سرمایه گذاری، مخارج جاری و مخارج انتقالی. مجموع دو نوع اول مخارج دولت که بیانگر حضور دولت در اقتصاد است، در توزیع به طور غیرمستقیم تأثیر می گذارند. این گونه مخارج مانند مخارج تعلیم و تربیت، کارآموزی و بهداشت عمومی، وضعیت توزیع درآمد افراد را قبل از این که وارد بازار کار شوند، بهبود می بخشد. در بیشتر مواقع، افراد گروه های پایین درآمدی، توانایی چندانی برای بهبود درآمد خود ندارند بنابراین مخارج انتقالی دولت، که در حقیقت پرداخت های یک طرفه به گروه های پایین درآمدی تلقی می شود می تواند، به طور مستقیم، تعدیلاتی در توزیع درآمد به وجودآورد.
توزیع درآمد حالت های متعددی دارد، توزیع درآمدهای بازار، یکی از مهمترین انواع توزیع درآمد است. توزیع درآمد قابل تصرف نوع دیگر آن است. شخص می تواند، توزیع درآمد قابل تصرف را به همراه پرداخت های انتقالی خاص دولت، مانند آموزش و خدمات بهداشتی، در نظر بگیرد. وسیع تر از آن، شخص می تواند تحلیل توزیع درآمد قابل تصرف را به همراه همه خدمات دولتی شامل دفاع، قضاوت و خدمات زیربنایی درنظر بگیرد. در یک کشور که مقیاس بزرگی از آموزش عمومی و مراقبت های بهداشتی رایگان ارائه می شود، این معیار آخر در توزیع درآمد می تواند به طور اساسی با درآمد قابل تصرف تفاوت داشته باشد.
عوامل بسیاری بر توزیع درآمد بازار و درآمد قابل تصرف تأثیر می گذارند. این عوامل شامل توزیع فیزیکی، مالی و سرمایه انسانی، میزان بازگشت این سرمایه ها و بنگاه های رسمی و غیر رسمی است. مالیات ها و انتقالات می توانند در کوتاه مدت و در طول زمان بر توزیع درآمد بازار اثر بگذارند. سیاست های مخارج اجتماعی دولت نیز بر توزیع درآمد مؤثر است، نه تنها به خاطر این که مخارج اجتماعی می تواند بلافاصله بر منافع تأثیر بگذارد (به طور مثال، بهداشت و خدمات آموزشی)، بلکه به این دلیل که آنها می توانند بر توزیع ظرفیت کسب درآمد افراد و خانوار نیز تأثیر بگذارند. بنابراین، به شکل گیری توزیع درآمد بازار طی زمان کمک می کنند. برخی از مخارج اجتماعی (به طور مثال، مخارج در زمینه تحصیلات ابتدایی) با یک وقفة بلند مدت بر توزیع درآمد مؤثرند.
7. روش های اندازه گیری آثار مخارج عمومی: سه روش برای اندازه گیری آثار مخارج عمومی وجود دارد. ارزیابی افراد از کالاهای عمومی، تحلیل آثار مخارج و تحلیل منافع مخارج، روش اول مستلزم استخراج قیمت هایی است که افراد حاضرند برای کالاهای عمومی بپردازند. این امر به دلیل مشکلات شناخته شده همراه با فراهم سازی کالاهای عمومی(به طور مثال، سواری مجانی، عدم رقابت)، امری مربوط به تفاضاست. دو روش دیگر، می کوشند تا از طریق اعمال فرض هایی درباره منتفع شوندگان «نهایی» از کالاها و خدمات عمومی، بر این مشکلات فائق ایند. هم چنین، در تحلیل آثار مالیاتی منتفع شوندگان «نهایی» مخارج دولت، مشکلی است که به مشکل تشخیص بار مالیاتی، اضافه می شود. زیرا منتفع شوندگان از مخارج دولت می توانند درست به اندازة بار مالیاتی انتقال یابند.
8. شواهد آماری در باب تأثیر مخارج اجتماعی دولت بر توزیع درآمد: جدول 3 نگاهی کلی به تغییرات توزیع درآمد (مصرف) در گروه کشورهایی دارد که اطلاعات دربارة آنها شامل ضریب جینی برای قبل یا بعد از مالیات و مخارج اجتماعی، در دهه های اخیر در دسترس است. برای تغییرات در ضریب جینی از دهة 1970 تا دهة 1980، اطلاعات مربوطه به 19 کشور در دسترس است. برای تغییرات در دهة 1980 ـ 1990، اطلاعات برای 10 کشور موجود است.
جدول 3. توزیع درآمد در 19 کشور در حال توسعه (دهه های 1980 ـ 1970) (۸)
برای 10 کشور نمونه که اطلاعات توزیع درآمد قابل مقایسه برای آنها در دسترس است، میانگین ضریب جینی به میزان 3 درصد در دهة 1980 تا دهة 1990 افزایش یافته است. در دهة 1980 ـ 1990، تنها در دو کشور ضریب جینی به طور معنا اری کاهش یافته است. (موریس و پاکستان)، اما در بقیه کشورها، غیر از دو کشور که ضریب جینی آنها تغییر نکرده (هند و کلمبیا)، ضریب جینی به طور معنا داری افزایش یافته است. افزایش نابرابری درآمدی که در میان کشورهای نمونه مشاهده می شود تا حد قابل توجهی، منعکس کنندة افزایش نابرابری در کشورهای در حال گذار و داخل نمونه است. در هر صورت، حتی اگر کشورهای در حال گذار از نمونه حذف شوند، روند قابل ملاحظة رو به بالایی در ضریب جینی مشاهده می شود. در بسیاری از کشورهای در حال توسعه که جهت گیری به سمت بازار درآنها وجود داشته است، نسبت به کشورهای صنعتی، همین رابطه به طور مشابهی دیده می شود. (۹)
به طور معمول، کشورهای در حال توسعه، میزان ورود به مقطع ابتدایی و متوسطه را از طریق برنامه های آموزش عمومی افزایش داده اند. برنامه های انتقالی اغلب به صورت پرداخت برای غذا، سوخت و کود شیمیایی و سایر یارانه ها انجام می شود تا به صورت نقدی تا مانع بیکاری شود و چون این پرداخت ها به طور گسترده ای مربوط به کارگران بخش عمومی است. حرکت اقتصادهای در حال گذرا به سمت اقتصاد بازار، از اوایل دهة 1990، با اجرای برنامه های اجتماعی برای بالا بردن سطح شاخص های اجتماعی شروع شد، اما کاهش تولید این کشورها، آنها را مجبور به کاهش مخارج اجتماعی کرد. در نتیجه بسیاری از اقتصادهای در حال گذار، بدتر شدن شاخص های اجتماعی را تجربه کردند.
9. تأثیر مخارج اجتماعی دولت بر توزیع درآمد در ایران: در ایران نیز، دولت در طول سالیان گذشته، برنامه هایی را برای آموزش، بهداشت و دیگر مخارج اجتماعی در نظر داشته و به اجرای آنها پرداخته است که با توجه به اندازة بزرگ دولت و حجم بالای مخارج اجتماعی در کشور، این رقم می تواند تأثیرات بسزایی در کاهش نابرابری از خود نشان دهد؛ از آن جا که برنامه ریزی این مخارج به طور کاملاً هدفمند نبوده بر میزان تأثیرگذاری آن، خدشه وارد نموده است.
آن چه ما در این نوشتار به دنبال آن هستیم، این است که ایا مخارج اجتماعی دولت در ایران بر بهبود توزیع درآمد تأثیر گذار بوده است یا خیر. برای بررسی صحت این فرضیه به سراغ ارقام مخارج اجمالی دولت از سال 1360 تا 79 رفته ایم که برای جلوگیری از بزرگ نمایی اعداد به دلیل نرخ بالای تورم در سال های مختلف، آن را به قیمت ثابت و بر اساس سال پایه 1369 محاسبه کرده ایم. هم چنین برای تشخیص میزان نابرابری نیز از شاخص ضریب جینی استفاده می کنیم که شاخص نسبتاً مناسبی برای تشخیص میزان نابرابری توزیع درآمد در جامعه می باشد.
جدول 5، ارقام مربوطه به CPI شهری، مخارج اجتماعی به قیمت جاری (میلیارد ریال) شاخص قیمتی مخارج اجتماعی به قیمت ثابت و ضریب جینی را برای سال های 1360 تا 1379 را نشان می دهد. با یک نگاه اجتماعی به جدول پیداست که مخارج اجتماعی در سال 1369 تا سال 79، به طور مرتب با رشد مثبت مواجه بوده و همواره در حال افزایش بوده اند. از سوی دیگر ضریب جینی از سال 1363 تا سال 79 به همراه پاره ای نوسانات، سیر نزولی داشته و کاهش یافته است. این مطلب مؤید آن است که افزایش مخارج اجتماعی دولت در طول سال های 1360 تا 79، کاهش ضریب جینی را به همراه داشته است که این می تواند گویای اثر بخشی مثبت مخارج اجتماعی دولت در کاهش نابرابری توزیع درآمد باشد.
جدول 5 مخارج اجتماعی دولت و ضریب جینی
از آنجا که برخی مخارج اجتماعی دولت هم چون آموزش ابتدایی و بهداشت دوران کودکی، تأثیر خود را در بلند مدت بر توزیع درآمد آشکار می سازند، از مقایسه سال به سال مخارج اجتماعی و ضریب جینی، نمی توان به درستی به رابطه این دو پی برد و این نیاز به بررسی دقیق تر دارد. از سوی دیگر، برابری خود می تواند بر روی برابری در سال های آتی تأثیر گذار باشد که باید لحاظ کرد. به هر تقدیر با موارد ذکر شده می توان یک الگوی اقتصاد سنجی، برای بررسی رابطه مخارج اجتماعی دولت و ضریب جینی ترسیم کرد که به وسیله آن بتوان میزان تأثیرات مخارج اجتماعی دولت بر کاهش و یا احیاناً افزایش نابرابری در توزیع درآمد را مورد مطالعه قرار داد. چنان چه سیاست های مخارج اجتماعی دولت، به درستی هدف گذاری شده باشد، انتظار این است که این مخارج، تأثیر مثبتی در جهت بهبود توزیع درآمد به همراه داشته باشد.
10. تعدیل توزیع مقداری درآمد از طریق توزیع مجدد تصاعدی مالکیت دارایی ها: علت نهایی توزیع نابرابر درآمدهای شخصی در اکثر کشورهای جهان سوم، توزیع بسیار نابرابر و الگوی بسیار متمرکز مالکیت دارایی ها در داخل این کشورهاست. در نتیجه، سیاست دیگر کاهش فقر و نابرابری این است که تأکید را به طور مستقیم بر کاهش کنترل متمرکز ثروت، توزیع نابرابر قدرت و دسترسی نابرابر به امکانات آموزشی و کسب درآمد که مشخصة بسیاری از کشورهای در حال توسعه است قراردهیم. یک مورد چنین توزیع مجددی، اصلاحات ارضی است که به روستائیان فقیر مربوط می شود. هدف اصلاحات ارضی، تبدیل کشت کاران مستأجر به مالکان کوچک است، تا از این طریق به درآمدهای خود بهبود بخشند. (۱۰)
چنان چه انحرافات نهادی و قیمتی اقتصادی، مانع دسترسی مطمئن مالکان کوچک به عوامل اساسی تولید شود، علاوه بر توزیع مجدد ثروت های تولیدی موجود، باید به انجام سیاست «پویایی» توزیع مجدد درآمد اقدام کرد، چرا که انحرافات نهادی و قیمتی نامناسب، اصلاحات ارضی را به وسیله ضعیفی برای توزیع مجدد درآمدها تبدیل خواهد کرد.
سوتیترها
طبق آخرین آمارها، متوسط عمر در کشورهای پیشرفته برای مردان 74 سال و برای زنان 84 سال است که هر روز در حال افزایش است.
یکی دیگر از شاخص هایی که می تواند ما را در شناخت نابرابری اقتصادی یاری دهد، شاخص ضریب جینی است. ضریب جینی از منحنی لورنز استخراج می گردد و هر چه این ضریب کوچکتر باشد، نشان دهندة توزیع درآمد بهتر و عادلانه تر، میان افراد جامعه است.
به طور کلی فقر، هنگامی در یک جامعه بروز می کند که افراد از سطح رفاه معینی که طبق معیارهای آن جامعه، معقول تلقی می شود، برخوردار نباشند.
اگر نرخ نهایی مالیات بسیار بالا باشد، به دلیل تأثیر مالیات بر تولید، عرضه کالا، عرضه کار، پس انداز و غیره ممکن است نه تنها توزیع درآمد بهبود نیابد بلکه نابرابری را نیز افزایش دهد.
مخارج انتقالی دولت، که در حقیقت پرداخت های یک طرفه به گروه های پایین درآمدی تلقی می شود می تواند، به طور مستقیم، تعدیلاتی در توزیع درآمد به وجودآورد.
حرکت اقتصادهای در حال گذرا به سمت اقتصاد بازار، از اوایل دهة 1990، با اجرای برنامه های اجتماعی برای بالا بردن سطح شاخص های اجتماعی شروع شد، اما کاهش تولید این کشورها، آنها را مجبور به کاهش مخارج اجتماعی کرد.
افزایش مخارج اجتماعی دولت در طول سال های 1360 تا 79، کاهش ضریب جینی را به همراه داشته است که این می تواند گویای اثر بخشی مثبت مخارج اجتماعی دولت در کاهش نابرابری توزیع درآمد باشد.
منابع:
[۲] -(استاد این منبع رو یادم رفت اد کنم ، گم کردم ، پیدایش که کردم برایتان می فرستم.)
[۳] -مقاله حسن محمد غفاری/دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد (در دوره ی کارشناسی این مقاله را نوشته)
[۴] - بهزادی، علی، آمارهای گویا، روزنامه آسیا، 19/1/81.
[۵] - همان.
[۶] - لوکایون، ژاک و دیگران، بررسی تحلیلی توزیع درآمد و توسعه اقتصادی، احمد اخوی، (تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی)، 1373.
[۷] - گروه کارشناسان وزارت امور اقتصادی و دارایی، ربع قرن نشیب و فراز، معاونت امور اقتصادی، 1383،
[۸] ـ چو، کیانک و دیگران، سیاست های مخارج اجتماعی دولت و مالیات ها و توزیع درآمد در کشورهای در حال توسعه، محسن کلانتری، فصلنامه پژوهشنامه های و سیاست های اقتصادی، 1381، ش 23 .
[۹] ـ همان.
[۱۰] ـ همان.
[۱۱] ـ آمارهای مربوط به CPI شهری، سالنامه آماری کشور،79 ـ 1360.
[۱۲] ـ همان.
[۱۳] ـ گروه کارشناسان وزارت امور اقتصادی و دارایی، ربع قرن نشیب و فراز، معاونت امور اقتصادی، 1383.
[۱۴] ـ سن، آمارتیا، در باب نابرابری اجتماعی، حسین راغفر، (تهران: مؤسسه عالی پژوهش تأمین اجتماعی)، 1382.
ادامه دارد

موقع نماز طواف خانه خدا تعطیل میشود، کلاسهای درس ما چطور؟!!
در کلاس درس نشسته بودیم، ناگهان صدای بانگ اذان به گوش آمد از استاد پرسیدم صدای بانگ اذان است کلاس را برای چند دقیقه تعطیل نمی کنید؟ استاد رو به من کرد و گفت: ترم کوتاه است و زمان کافی برای اتمام درس نداریم، باید ادامه دهیم.
سپس رو به دانشجویان کرد و به ادامه درس مشغول شد. آنگاه دریافتم که درس مهمتر از نماز است!!!
امروزه در دانشگاههای ما موقع اذان کمترین توجه را به نماز دارند، چه دانشجویان ما و چه اساتید ما!
زمانی که ابتدایی و راهنمایی بودیم نمازها به موقع و به جماعت برگزار می شد که شور و شوق خیلی از دانش آموزان را به همراه داشت!
اما در دبیرستان در هفته فقط یک بار این کار معنوی اتفاق میافتاد و در نهایت در دانشگاهها متٱسفانه معلم پرورشی دوران ابتدایی و راهنمایی نبود که به اساتید و دانشجویان گوشزد کند! هر چند که دانشگاه مرحلهای است که هم دانشجو وهم استاد باید به آن سطح از بلوغ فکری رسیده باشند که موقع اذان به نماز نگوییم درس داریم، به درس بگوییم وقت نماز است.
چه بلایی برسر دانشجویان امروز ما آمده است که دیروز خود را فراموش کرده اند؟!!
حتما شما تا به حال این جمله را بارها شنیده اید: موقع نماز طواف خانه خدا تعطیل می شود اما انگار کلاس درس اساتید تعطیل نمیشود، آنوقت انتظار دارند دانشجویان با تفکرات اسلامی و انقلابی از دانشگاهها فارغ التحصیل شوند!
مسئولین ما در دانشگاهها بدانند که باید جلوی این ناهنجاریها در دانشگاهها گرفته شود وگرنه ارزش تبدیل به ضد ارزش میشود و چه بسا دانشجویان ما با افکاری غرب گرایانه وارد جامعه شوند و ضربهای مهلک را به این نظام اسلامی بزنند.
همانگونه که در وصیت نامه بنیانگذار کبیر انقلاب حضرت امام خمینی(ره) اهمیت نماز و اعمال معنوی برای پرورش دانشجویان در دانشگاهها سه بار تکرار شده است که در هیچ جای این وصیت نامه به هیچ نکته ای به این اندازه اشاره نشده است!
به امید روزی که دیگر شاهد این ناهنجاری ها در دانشگاههای کشور اسلامی ایران نباشیم/ان شاءالله
به قلم سید احمد موسوی عضو کانون بصیرت بسیج دانشجویی استان بوشهر
دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی

بسماللهالرّحمنالرّحيم
تبريك عرض ميكنيم اين روز بزرگ را، اين روز تاريخى و فراموش نشدنى در تاريخ را؛ ولادت زهراى اطهر را - كه بحمدالله مصادف است با ولادت رهبر محبوب ما، امام ما، پيشواى ما (رضوان و رحمت خدا بر او) - به همهى شما برادران عزيز، خواهران عزيز، مداحان اهلبيت و ستايشگران فضيلتهاى بارز و برجستهى در برترين آفريدگان الهى.
معرفت اهلبيت و ارادت به اهلبيت، نعمت بزرگى است. اگر همهى عمرمان را براى شكر اين نعمت بزرگ صرف كنيم كه خداى متعال چشم ما را نابينا و ناتوان از درك حقيقت قرار نداد، توانستيم اين انوار طالعه و مضيئه را بهقدر استعداد خودمان ببينيم، درك كنيم، به آنها عشق و ارادت بورزيم و از آنها غافل نباشيم، واقعاً كم است. رحمت خدا بر آن پدران، مادران، گذشتگان، پيشروان و پيشوايانى كه اين دريچهى درخشان را به سوى اين آفتابهاى معنويت بر روى ما باز كردند؛ زمزمهى محبت اهلبيت را از آغاز زندگى ما، از كودكى ما، از دوران گاهوارهنشينى ما به گوش ما خواندند و دلهاى ما را از محبت اين بزرگواران سيراب كردند. خدايا! اين محبت را، اين معرفت را روزبهروز در دل ما، در جان ما، عميقتر و راسختر بفرما؛ اين نعمت را لحظهاى از ما مگير.
اين هم نعمت ديگرى است كه انسان بشود مادح و ستايشگر اينها. گاهى انسان حقيقتى را مىبيند، ميشناسد؛ اما گاهى اين معرفت را، اين محبت را در قالب شعر، در قالب نثر بيان ميكند و ميپراكند. اين هم نعمت ديگرى است كه خدا به مادحان و ستايشگران و گويندگانِ اين راه عنايت كرده؛ اين را هم بايد قدر بدانيد. خود اين مدح آشكار، مدح خودِ آن مادح است:
مادح خورشيد مداح خود است
كه دو چشمم روشن و نامرمد است(1)
وقتى انسان نورى را، زيبائىاى را مدح و ستايش ميكند، در واقع خود را مدح ميكند؛ زيرا ثابت ميكند كه زيبائىشناس است؛ ثابت ميكند كه چشمش مىبيند، ميفهمد، درك ميكند. علاوه بر اين، پراكندن اين فضائل و معنويات در بين مردم، كمك به تربيت انسانهاست. انسانها با شناخت الگوها، با يارى گرفتن از پيروى الگوهاست كه ميتوانند به درجات عالى و مقامات برتر دست پيدا كنند. اگر در اين راه حركت كنيد، كار بزرگى كرديد.

نيتها را خدائى كنيد؛ اصل قضيه اين است. اگر نيت ما در اين گفتن، در اين مدح و ثناگسترى، نيت خدائى بود، به قصد روشن كردن دلها، جلا دادن ذهنها، انسان اين را بيان كرد و گفت، آن وقت اين ميشود يكى از جنودالله؛ «و لله جنود السّماوات و الارض».(2) يكى از جنود الهى همين كسى است كه با زبان خود، با بيان خود، با طبع خود، با ذوق خود، اين حقايق را گسترش ميدهد؛ ميشود سرباز خدا. اگر نيت ديگرى بود، نه. از جهاد چه كارى بالاتر است؟ فرمود: اگر چنانچه كسى قدم به ميدان جهاد بگذارد براى يك هدف مادى، نه مجاهد است، و نه اگر كشته شود، شهيد است؛ با اينكه به ميدان جنگ رفته. اگر براى هدفهاى مادى - چه برسد خداى نكرده براى هدفهاى پست - وارد اين ميدانها شويم، براى ما نه فقط موجب تعالى و رشد نميشود، بلكه موجب تنزل و سقوط هم ميشود. اين، مخصوص مداحى هم نيست؛ مسئلهگوئى هم همين است، عالم شدن هم همين است، مجتهد شدن هم همين است، دانشمند شدن هم همين است. آن چيزى كه روحى است در كالبد اعمال ما، نيت ماست؛ «انّما الاعمال بالنّيّات»؛(3) نيتهاست كه به عمل ارزش ميدهد.
خب، اگر بنا شد نيتِ خدائى باشد، پس بايد شما نگاه كنيد ببينيد كدام بيان، ذكر كدام منقبت، بيان كدام فضيلت، مخاطب شما را هدايت ميكند؛ اين آن نكتهاى است كه من در طول اين سالهاى متمادى - شايد بيست و چند سال است كه ما مثل امروزى، اين نشست را با مداحان و بلبلان غزلخوان اين بوستان داريم - هميشه تكرار كردم. ببينيد چه بخوانيد، چه بگوئيد، مستمع شما ميشود متنوّر به نور فاطمهى زهرا (سلام الله عليها). يك چيزهائى هست كه گفتن آنها هيچ گشايشى و هيچ فتوحى در ذهن شنوندهى شما به وجود نمىآورد، هيچ بهجتى در جان مستمع شما به وجود نمىآورد؛ اينها را نگوئيد. آن چيزهائى را بگوئيد كه دلها را نرم ميكند، خاشع ميكند، به پيروى از فاطمهى زهرا (سلام الله عليها) راغب ميكند. آن چيزهائى را بگوئيد كه ميتواند مستمع شما را به پيمودن راهى كه آن بزرگوار رفت، تشجيع كند، تشويق كند. اينها فكر لازم دارد، آموزش لازم دارد؛ كار، آسان نيست.
امروز خوشبختانه جامعهى مداحان جمعيت زيادى را در سراسر كشور تشكيل ميدهند. كار مداح، استفادهى از هنر براى بيان حقيقت است. خود اين ايستادن، با صداى خوش و با آهنگ زيبا شعرى را خواندن - هم شعر هنر است، هم آهنگ هنر است، هم صدا هنر است - با چندين هنر، انسان يك حقيقتى را بيان كند، ميتواند تأثير مضاعفى در ذهن مستمع و حاضر در مجلس و مخاطب شما بگذارد؛ اين خيلى نعمت بزرگى است، خيلى فرصت بزرگى است. جمعيت مداحها هم بحمدالله روزبهروز توسعه پيدا كرده، مردم هم قبول دارند، اشتياق دارند، استقبال ميكنند - اين هم هست ديگر - پس همه چيز فراهم است. اگر وقت اين جلسه به چيز ديگرى گذشت، اگر اين چند هنر - هنر شعر، هنر صدا، هنر آهنگ - در چيزى مصرف شد كه هيچ فايدهاى براى مستمع شما نداشت، اين ميشود خسران. لذا كار مداحى، كار سختى است. اينجور نيست كه بگوئيم حالا كه صدامان خوب است،چند تا شعر هم حفظ كنيم - حالا كه الحمدلله آقايان مداحها از روى كاغذ ميخوانند! قديمها عيب بود كه مداح از جيبش كاغذ در بياورد، از روى كاغذ بخواند؛ قصائد طولانىِ پنجاه شصت بيتى را از بر ميخواندند؛ البته حالا لازم نيست، از روى كاغذ خواندن ايرادى هم ندارد - يك شعرى از يك گويندهاى بگيريم، با صداى خوش بخوانيم؛ قضيه اين نيست. بايد نگاه كنيد، ببينيد، بسنجيد. اين يك مطلب كه مربوط به مداحان عزيز ماست.
شما ميدانيد كه ما به شما مداحها اخلاص داريم، شماها را دوست ميداريم، كارتان را باارزش ميدانيم؛ منتها اين شرط بزرگ را من هميشه با مداحها داشتهام؛ شما هم اغلبتان جوانيد، جاى فرزندان ما هستيد؛ نصيحتِ پدرانه است، انشاءالله دنبال كنيد: شعر خوب، شعر پرمغز و البته شعر زيبا. خود هنر شعر اثر هم ميگذارد. وقتى شعر خوب بود، وقتى استخوانبندى شعر، الفاظ شعر، خوب بود - شعرِ خوب، با مضمون خوب - تأثيرش بيشتر هم هست؛ بعلاوه كه سطح ذهن مردم و فكر مردم را هم بالا مىآورد.
به جامعه نگاه كنيد، ببينيد جامعه به چه چيزى احتياج دارد؟ اينها چيزهائى نيست كه امروز براى امثال شما جوانها - كه الحمدلله باسواديد، بافهميد، بابصيرتيد - مخفى باشد. امروز مردم ما بحمدالله سطح فكرشان بالاست، ملت ما بلوغ فكرى دارد؛ شما جامعهى مداح هم همين جور. شما ميدانيد مردم به چه چيزى احتياج دارند. امروز مردم به دين، به اخلاق، به ايمان راسخ، به بصيرت، به شناخت دنيا، به شناخت آخرت احتياج دارند؛ همهمان احتياج داريم. اينكه ميگوئيد فاطمهى زهرا (سلام الله عليها) در محشر وارد ميشود، فضاى محشر تحت تأثير عظمت دختر پيغمبر قرار ميگيرد، بايد محشر را بشناسيم، قيامت را بشناسيم، هيبت جلال الهى را در محشر بدانيم؛ اينها معرفت ميخواهد، اينها آگاهى ميخواهد؛ قرآن هم پر است از بياناتى كه اين معانى را به ما نشان ميدهد، روايات هم همين جور. اينها را با زبان شعر، با همان هنرى كه در شما هست، بيان كنيد.
ميدانيد هميشه شروع يك كار، خيلى سخت است. وقتى كار شروع شد، روى غلتك افتاد، آسانتر ميشود. از يك جامعهى جاهلِ متعصبِ دور از اخلاقِ گرفتار انواع و اقسام فساد، پيغمبر بتواند يكى مثل عمار را بيرون بياورد، يكى مثل ابوذر درست كند، اينها مگر كار آسانى است؟ پيغمبر چه كار كرد؟ اين دندهى سنگينى كه توانست اين موتور را به راه بيندازد، چه بود؟ آيات مكى را نگاه كنيد؛ در درجهى اول، ذكر قيامت، ذكر عذاب الهى، ترساندن از نقمت الهى براى كافران و دُوران و كوران است؛ اينها بود كه آن تكان اول را به مردم داد. ما از اين نكته نبايد غفلت كنيم. شفاعت به جاى خود محفوظ، محبت به جاى خود محفوظ، ولايت به جاى خود محفوظ؛ اما خداى متعال، هم رحمت دارد، هم سخط دارد. سخط الهى را هم به ياد خودمان بياوريم؛ اول به ياد خودمان، بعد به ياد مردم. اين است كه دلهاى ما را تكان ميدهد، اين است كه ما را از اعماق جهالتها و ماديگرىها و گرفتارىها بيرون ميكشد؛ اينها جزء نيازهاى ماست. دنيا را بشناسيم، آخرت را بشناسيم، وظيفه را بشناسيم، جهاد را بشناسيم.

امروز ملت ما يك ملت تازه متولد شدهى در دنياى گرفتار است، با يك خلقت ديگر، با يك هيئت ديگر، با يك شاكلهى ديگر، با ابعاد وجودىِ نو. در دنيائى كه همهى عوامل براى دور كردن دلها و مردم از معنويت بسيج شده بودند و تلاش ميكردند و همچنان ميكنند، يك ملتى متولد شده است با زيربناى ايمان؛ اين چيز كمى است؟ اين مثل الماس ميدرخشد. هيچ لازم نيست ما پيرايه ببنديم؛ مثل خورشيد نورافشانى ميكند. ما يك چنين ملتى داريم. هم معنويت، هم آگاهىهاى دنيوى، هم زيور دانش، هم تلاشهاى سياسى، هم كار درست تبليغى، هم سازندگى خود، هم سازندگى جامعه، هم رسيدن به بناى اقتصادى، هم رسيدن به بناى اخلاقى؛ اينها همه جزو كارهاى ماست. شما نگاه كنيد ببينيد در اين بخشهاى گوناگون و متنوع، چه كار ميتوانيد بكنيد؛ چقدر ميتوانيد آگاهى بدهيد. شاعر ما متوجه به اين نقاط باشد، گويندهى ما متوجه به اين نقاط باشد، مداح ما همين جور؛ ببينيد چه اتفاقى مىافتد.
اگر سرمايههائى را كه در اختيار داريم، درست بشناسيم و به كار ببريم، بىنيازترين خلق خدا، ملت ما و مسلمانها خواهند بود. همين نماز، يكى از سرمايههاست. نماز را ميخوانيم، با غفلت عبور ميكنيم؛ مثل اين است كه يك انسان مبتلا به فقر غذائى، كمبود ويتامين، كمبود پروتئين، محتاج مواد لازم، به يك جعبهاى دسترسى پيدا كند كه پر از همهى اين موادى است كه او احتياج دارد؛ بعد آن را بو كند، كنار بگذارد! خب، باز كن، بخور، استفاده كن، نيرو را بفرست به بدن خودت؛ همين طور بو ميكنى، ميگذارى كنار؟! حالا آنهائى كه اصلاً اعتناء نميكنند، هيچ. ما نماز را همين طور بو ميكنيم، ميگذاريم كنار! كلمه كلمهى نماز درس است، كلمه كلمهى نماز حال است؛ اگر قدرش را بدانيم. روزه همين جور است، زكات همين جور است، جهاد همين جور است، تعاليم دين همين جور است؛ مداحى شما هم همين جور است. مداحى شما هم جمله جملهاش، كلمه كلمهاش ميتواند مغذى باشد؛ ميتواند مستمع را رشد بدهد. خب، اين يك بحث مربوط به مداحى بود.
يك بحث هم مربوط به فاطمهى زهرا (سلام الله عليها) است. من حقيقتاً، نه به عنوان تعارف، نه به عنوان يك حرفِ هزاران بار تكرار شده، واقعاً قاصرم؛ زبان قاصر است، دل قاصر است، ذهن قاصر است كه بخواهد از اين مقام بلند تعريف و تجليل كند؛ اين موجود انسانى، اين دختر جوان، اينهمه فضيلت، اينهمه درخشندگى، اينهمه كبريا و عظمت؛ كه كسى مثل پيغمبر وقتى فاطمهى زهرا بر او وارد ميشد، «قام اليها»؛(4) نه فقط بلند ميشد، بلكه بلند ميشد و به سمت او ميرفت. يك وقت يكى وارد اتاق ميشود، شما به احترامش بلند ميشويد؛ يك وقت كسى وارد اتاق ميشود، شما با اشتياق به طرفش ميرويد. اينها مگر شوخى است؟ اين بحثِ پدر - فرزندى نيست. پيغمبر خدا اينجور از فاطمهى زهرا تجليل ميكند؛ رضاى او را رضاى خود، رضاى خود را رضاى خدا؛ سخط او را سخط خود، سخط خود را سخط خدا اعلام ميكند؛ اينها مقامات فاطمهى زهرا است. آن زندگى با اميرالمؤمنين، آن تربيت آن فرزندان. خب، مگر ميشود دربارهى اين بزرگوار، امثال ما حرف بزنيم؟
با همهى اينها، اين بزرگوار الگوست؛ نكته اين است. ائمهى ما (عليهمالسّلام) كه بدون ترديد رتبه و مقامشان از ملك و فرشتگان مقرب خدا بالاتر است، جورى زندگى نكردند، جورى حرف نزدند، جورى مشى نكردند كه از دسترس ما خارج باشند؛ نه. به فرمودهى مرحوم علامهى طباطبائى، مِثل آن كسى است كه روى قلهى كوه ايستاده است، به مردم ميگويد بيائيد اينجا؛ به سمت خود، به سمت قله، به سمت اوج فرا ميخواند. اينجورى نيست كه اينها مثل برجستگان دروغين دنياى مادى و داراى معنويتهاى قلابى، بروند توى برج عاج و اتاق شيشهاى بنشينند، كسى به اينها دسترسى نداشته باشد؛ نه، ميگويند بيائيد، بيائيد. راه همين است؛ ما بايد دنبال ائمه راه بيفتيم؛ زندگى آنها الگوى ماست. بله، «الا و انّكم لا تقدرون على ذلك»؛(5) ما مثل آنها نميتوانيم حركت كنيم؛ ما لياقت اين را نداريم، طاقت اين را نداريم؛ اما ميتوانيم آن راهى را كه آنها رفتند، مسير زندگىمان قرار بدهيم؛ اين را جهت قرار بدهيم، در اين جهت حركت كنيم.
نكتهى سوم مربوط به مناسبت امروز است؛ روز زن. امام (رضوان الله عليه) در يك بيانى خطاب به زنها ميفرمودند: اينكه شما قبول كرديد روز ولادت فاطمهى زهرا (سلام الله عليها) روز زن باشد، اين براى شما مسئوليت و تكليف به وجود مىآورد. روز شما، روز زن، روز مادر، روز فاطمهى زهرا (سلام الله عليها) است؛ معناى اين چيست؟ اين يك حركت نمادين است؛ اين كار، سمبليك است. معنايش اين است كه زن بايد در اين صراط حركت كند؛ عظمت و جلالت و علوّ مقام و مقدار براى زنان در اين راه است؛ راهى كه در آن تقوا هست، عفاف هست، دانش هست، نطق هست، ايستادگى در ميدانهاى گوناگونِ محتاج ايستادگى هست، تربيت فرزند هست، زندگى خانوادگى هست؛ همهى زينتها و فضيلتهاى معنوى در آن هست؛ زنان بايد در اين جهت حركت كنند.
خوشبختانه زنان جامعهى ما حقاً و انصافاً نه فقط در انقلاب ما، بلكه از گذشته هم همين جور بوده است؛ زنان متدين ما در ميدانهاى گوناگون و در همهى قضايا جزو پيشروان بودند. قبل از شروع مبارزات تند مشروطيت، زنها در ميدان بودند. در يك برههاى، مبارزات مشروطيت آرام بود؛ بعد شدت پيدا كرد، كه همه وارد شدند. آن وقتى كه هنوز همه وارد نشده بودند و در واقع فقط يك عدهاى از علما و خواص دنبال اين قضايا بودند، زنها بلند شدند، يك اجتماعى تشكيل دادند، آمدند اينجا سر راه حاكم و زمامدار وقت را گرفتند، او از دست اينها فرار كرد، رفت در كاخش مخفى شد! رفتند آن طرف، فراشباشىهاى دستگاه حكومت، اينها را كتك زدند. آن زمان با چادر و چاقچور وارد ميدان شده بودند. اكثر قريب به همهى شماها چاقچور را نديدهايد. چادر و چاقچور و روبند، نوع بستهى حجاب اسلامى - ايرانى بود. با آن حالت، اينها وارد اين ميدان شدند. حالا يك عدهاى خيال ميكنند زن تا وقتى كه بىحجاب نباشد، بىاخلاق نباشد، نميتواند در ميدانهاى گوناگونِ اجتماعى و سياسى وارد شود. در همين انقلاب خود ما، در بعضى از نقاط كشور، زنها زودتر از مردها اجتماع راه انداختند، در خيابانها حركت راه انداختند و مقابله كردند؛ كه ما اطلاع قطعى داريم. در دوران انقلاب همين جور، در مبارزات گوناگون بعد از پيروزى انقلاب همين جور، در جنگ تحميلى همين جور.
بارها من اين را گفتهام؛ در زيارت خانوادههاى شهدا، اغلب اوقات مادران شهيد را شجاعتر و مقاومتر از پدران شهيد يافتم. مگر محبت مادر را ميشود با محبت پدر مقايسه كرد؟ روح لطيف زنانه، آن هم نسبت به جگرگوشه، اين را پرورش بدهد، بزرگ كند مثل دستهى گل، بعد راضى بشود كه او برود ميدان جنگ و به شهادت برسد؛ بعد براى اينكه جمهورى اسلامى دشمنشاد نشود، بر جنازهى او گريه هم نكند! كه بنده مكرر به اين خانوادههاى شهدا گفتم گريه كنيد؛ چرا گريه نميكنيد؟ گريه ايرادى ندارد. گريه نميكردند، ميگفتند ميترسيم جمهورى اسلامى دشمنشاد شود. «زن مگو، مردآفرين روزگار».(6) زنهاى ما اينهايند؛ امتحان خوبى دادند.
البته انسان در معرض آسيب است؛ مردها در معرض آسيبند، زنها در معرض آسيبند، جوانها در معرض آسيبند، پيرها در معرض آسيبند؛ عالِم، جاهل، همه در معرض آسيبند؛ «و المخلصون فى خطر عظيم». كو حالا مخلص؟ همهى ما زير اين استاندارد قرار داريم. اگر به حد استاندارد هم برسيم، مخلص هم بشويم، تازه «فى خطر عظيم»! خب، بايد مراقب باشيم. دشمنان دنياى ما، دشمنان آخرت ما، دشمنان عزت ما، دشمنان نظام جمهورى اسلامى، از نقاط ضعف ما استفاده ميكنند؛ از حس شهوت ما، از حس غضب ما، از قدرتطلبى ما، از علاقهى ما به جلوهفروشى و خودنمائى؛ بايد مراقب باشيم. بانوان عزيز هم بايد مراقب باشند، دخترهاى جوان هم بايد مراقب باشند.
اين زندگى ميگذرد؛ لذات و سختىهايش همه به طرفةالعينى ميگذرد. شما در دورهى جوانى، اين حرف را درست نميفهميد. انسان در دوران جوانى خيال ميكند دنيا ثابت است، ساكن است، هميشه همين جور است؛ به سن ما كه رسيديد، يك نگاه ميكنيد، مىبينيد دنيا عجب سريع ميگذرد؛ چشم به هم ميزنيد، گذشته. خب، آن طرف: «و انّ الدّار الأخرة لهى الحيوان»؛(7) زندگى و حيات، آنجاست. «ذلك الّذى يبشّر الله عباده»(8) - كه امروز در آيات كريمه ميخواندند - بشارتهاى الهى آنجاست. هم براى آنجا، هم براى حفظ عزت كشور و پيشرفت كشور، وضع حجاب را، وضع عفاف را، وضع تقيدات و پايبندى را خانمها بايد مراقبت كنند؛ اين وظيفه است. خودنمائى و جلوهفروشى، يك لحظه است و آثار سوء آن براى كشور، براى جامعه، براى اخلاق، حتّى براى سياست، آثار مخرب و ماندگار است؛ در حالى كه ملاحظهى عفاف، ملاحظهى حدود شرعى در رفتار و حركات بانوان، اگر چنانچه سختىاى داشته باشد، سختىِ كوتاهى است، اما آثارش، آثار عميق و ماندگارى است. خود خانمها خيلى بايد مراقبت كنند مسئلهى حجاب را، مسئلهى عفاف را؛ وظيفهى آنهاست، افتخار آنهاست، شخصيت آنهاست.
حجاب مايهى تشخص و آزادى زن است؛ برخلاف تبليغات ابلهانه و ظاهربينانهى ماديگرايان، مايهى اسارت زن نيست. زن با برداشتن حجابهاى خود، با عريان كردن آن چيزى كه خداى متعال و طبيعت پنهان بودن آن را از او خواسته، خودش را كوچك ميكند، خودش را سبك ميكند، خودش را كمارزش ميكند. حجاب وقار است، متانت است، ارزشگذارى زن است، سنگين شدن كفهى آبرو و احترام اوست؛ اين را بايد خيلى قدر دانست و از اسلام بايد به خاطر مسئلهى حجاب تشكر كرد؛ اين جزو نعمتهاى الهى است.
به هر حال در اين زمينهها هم بحث زياد است. اميدواريم خداوند متعال به شما و به ما توفيق بدهد تا بتوانيم آنچه را كه وظيفهى ماست، انجام بدهيم. انشاءالله سال آينده اگر زنده بوديم و توانستيم در جمع شما شركت كنيم، جمع مداحان احساس كنند كه در همين جهتى كه عرض شد، قدمهاى بلندى را جلو گذاشتهاند.
والسّلام عليكم و رحمةالله
1) مولوى، مثنوى معنوى، دفتر پنجم
2) فتح: 4
3) تهذيب، ج 1، ص 83
4) فضائل الخمسة، ج 3، ص 127
5) نهج البلاغه، نامهى 45
6) عمان سامانى، ديوان اشعار
7) عنكبوت: 64
8) شورى: 23 


شعری از "علیرضا قزوه" به بچه خفاشی که به ساحت امامان مظلوم شیعه اهانت کرد و به بچه های سرراهی "بالاترین" که کارگردانان این بازی اند.
بسم رب النور
بسم رب العشق
بسم رب الهادی المهدی
آن که شعر و هرچه موسیقی ست
نذر درگاهش
آن که پاکان هنر در پای او سجاده افکندند
بسم رب العشق
آن که حافظ ها و سعدی ها
عشق او و آل او را بر زبان دارند
بسم رب الهادی المهدی
صاحب عصری که عالم وامدار اوست
گرچه دجالان بدآهنگ
گرچه شیطان های بدترکیب
داردار و واق واق خویش را آواز می گویند
این نه موسیقی ست
این نه شعر و نه ترانه
این همه فحش است
این فضیحت نامه صهیون و آمریکاست
بچه های نطفه هایی از لجن روییده در مرداب
کارگردان
استخوانی پرت خواهد کرد
پیش دم جنبانی چلپاسه ای بدبو
آن دَل هرجایی یابو
مزد وق وق کردن سگهای بی اصل و نسب این است
مزد سگدوخوانی این از شغالان بدصداتر
مزد این چندین دهان بی چاک
استخوانی
مزد این مزدورهای مست عیاشش
فکر چندین جایزه از دست خام چند خاخام اند
جایزه در راستای فکرهایی از جنابت تا جنایت پُر
جایزه در راستای گنده گویی ها و چیزی از همین هایی که می دانید و می دانند
پولهای هرزه سهم حنجر بدبوی فحاشش
مرتدند اینان نه یک تن شان
مرتد اول همین بالاترین با بچه های تخس بی مادر
با همان اصحاب یک پاشان به اسرائیل
با همان مسئول کلاشش
مرتد دوم
کارگردان چنین آهنگ بد آهنگ
مرتد سوم همین خفاش عیاشش ...
مانده آن سو مادری چشم انتظار راه
مادری شرمنده شاهین...
نه، خفاشش!
